شمارهٔ ۱۷

غزلیات

خط چو مهر گیا تا نموده‌ای ما را
هزار مهر و محبت فزوده‌ای ما را

جفا نمودنت اکنون طریق رندی نیست
چنان نما که در اول نموده‌ای ما را

اگر حدیث پری بر زبان ما بگذشت
به جان دوست که در دل تو بوده‌ای ما را

به خنده‌ای که از آن پسته‌ی دهن کردی
دری ز عالم معنی گشوده‌ای ما را

چه حاجت است که لافیم از وفا، چون تو
به صدهزار جفا آزموده‌ای ما را

سگ توییم که از لطف و پاکدامانی
غبار از آینه دل زدوده‌ای ما را

به عشوه گفت که اهلی گر از تو دل بردیم
تو هم به لطف سخن دل ربوده‌ای ما را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}