شمارهٔ ۲۵

غزلیات

به رخ تو مه‌جبینان حسدست یک‌به‌یک را
تو چه آدمی که باشد به تو رشک صد ملک را

ندهد کس از شهیدان به تو شوخ یاد اگر نه
نفس تو زنده سازد چو مسیح یک‌به‌یک را

به ره تو دیده‌بانی به ره امید دارم
نه به هرزه می‌نشانم به دو دیده مردمک را

منم اوفتاده موری به ره سمندت اما
نه تو راست رحم بر من نه سمند تیزتک را

نه فراغتی ز عشقم نه سعادتی ز بختم
نه ارادتی به راهم نه کرامتی فلک را

به جفا چو چشم مستش جگرم کباب سوزد
تو لبش نگه کن ای دل مشکن حق نمک را

به سیه‌دلی شکایت نتوان ز عشق اهلی
چو زر تو قلب باشد چه گنه بود محک را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}