شمارهٔ ۵۲

غزلیات

چون رنجه شود خوی تو از همسری ما
محرومی ما به بود از محرمی ما

ما کم چو هلالیم و تو چون ماه تمامی
باشد که کمال تو ببیند کمی ما

ترسم که تو ای آهوی وحشی بگریزی
از ناکسی مردم و نامردمی ما

پژمردگیت هیچ مباد ای چمن حسن
کز سبزه خط تو بود خرمی ما

اهلی چه کنی شکوه که عقل همه سوزد
در حسرت دیوانگی و بی‌غمی ما

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}