شمارهٔ ۹۵

غزلیات

مست می و ساقیم تا نفسی باقی است
با می و ساقی مرا کار بسی باقی است

گر دلم از دست رفت بهر نثار رهت
شکر که بر جان هنوز دست رسی باقی است

خیز و گل عشق چین کز چمن زندگی
تا مژه بر هم زنی خار و خسی باقی است

پیر شدیم از جهان دست زجان شسته ایم
نیست بجز دیدنت گر هوسی باقی است

مرغ نشاطم پرید جز تن زارم نماند
هرکه بپرسد ز من گو نفسی باقی است

نام تو اهلی ز عشق زنده بود تا ابد
بی صفت عشق کی نام کسی باقی است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}