شمارهٔ ۹۹

غزلیات

در عهد تو آسوده کس از داغ ستم نیست
گر سنگ سیاه است که بی آتش غم نیست

خاک قدمت هرکه شود بگذرد از عرش
ای خاک بر آن سر که ترا خاک قدم نیست

آزار دل ما مکن ای گل که حرام است
مرغ دل عاشق کم از صید حرم نیست

هر چند که جور تو ز اندیشه زیادست
تا بیش بود مهر من از جور تو کم نیست

نشکفت دل ما زنسیم کرم کس
افسوس که در باغ جهان بوی کرم نیست

خوشباش اگر درد و ملالی رسد از دوست
در جام جهان صاف سلامت همه دم نیست

اهلی مزن از همدمی ماه‌وشان لاف
کایشان نکنند این کرم و شان تو هم نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}