شمارهٔ ۱۱۳

غزلیات

جز از وصال تو با کس سر وصولم نیست
به جز قبول تو هیچ از جهان قبولم نیست

اگرچه بی تو به هر سر چو باد می گردم
به هیچ منزل راحت سر نزولم نیست

زدست طعن چنان سر به جیب از آن دارم
که تاب سرزنش مردم فضولم نیست

که نامه ام به تو آرد که برتر از عرشی
بغیر طایر همت کسی رسولم نیست

بجز خیال دو آهوی تو من محزون
کسی ملال گذار دل ملولم نیست

بر آن سرم که بمیرم بر آستان اهلی
چو در حریم وصالش ره دخولم نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}