شمارهٔ ۱۲۵

غزلیات

زان در پی یارم که عنانم به کف اوست
بر من چه گناه است کشش از طرف اوست

او تشنه به خون من و گر من سگ اورا
سنگی رسد از حادثه جانم هدف اوست

شاید که دل غمزدگان بشکند از جور
آن گوهر پاکیزه که دلها صدف اوست

برخاست دگر ساقی سرمست من از جا
ساغر بکف و دیده پرخون به کف اوست

چون آب بقا گرچه دهد جان زلب آن شوخ
دلسوخته را بیم هلاک از شعف اوست

مارا به بهشت است هوس نعمت دیدار
حیوان صفتان را سر آب و علف اوست

اهلی رخ از آن کعبه مقصود نتابد
گر در ره او کشته شود هم شرف اوست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}