شمارهٔ ۱۴۰

غزلیات

تا نمردیم دل از درد تو بهبود نداشت
تا ندادیم به سودای تو جان سود نداشت

حقه سبز فلک داشت دوای همه کس
آنچه درمان دل خسته ما بود نداشت

هم ز خاکستر ما گشت چراغی روشن
کاتش مرده دلان فایده جز دود نداشت

بود مقصود تو دل سوختن عاشق زار
غیر مقصود تو هم دلشده مقصود نداشت

سر محمود از آن بود کف پای ایاز
که ایاز از دو جهان جز سر محمود نداشت

برق حسن تو عجب خرمن ما زود بسوخت
این گمان گرچه دلم داشت چنین زود نداشت

طمع بوس و کنار تو که اهلی بودش
پیش ازین بود که دامان می آلود نداشت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}