شمارهٔ ۱۵۴

غزلیات

عاشقم بر آن بت و دل خون که از اندیشه است
کز پس هفتاد سالم بت‌پرستی پیشه است

از دل پرخون مستان ای پری غافل مشو
کاین حریفان را به جای باده خون در شیشه است

دوستان، مهر چنین سروی ز دل چون برکنم
کاین نهال فتنه را در جان من صد ریشه است

ساز عشق از خسرو آمد سوز عشق از کوهکن
کوهکن را نغمه عشرت صدای تیشه است

از تو ما را کی بود اندیشه بوس و کنار
فکر پابوس تو ما را غایت اندیشه است

کی رقیب سگ‌صفت جا در سر کویش کند
او چه سگ باشد که اهلی شیر این سربیشه است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}