شمارهٔ ۱۸۵

غزلیات

خندید گل و غنچه شکفت و چمن آراست
آن غنچه پژمرده که نشکفت دل ماست

با خار غمم خار گل ای مرغ چمن چیست
کاین خار من اندر جگر و خار تو در پاست

از کوی حبیبم سوی گلزار مخوانید
گلزار من آنجاست که دلدار من آنجاست

گلگشت چمن بر دل آزاده بود خوش
مرغان چمن را بگل و سرو چه پرواست

اهلی چو توان در قدم یار سر افکند
فرصت شمر اکنون که سرانجام نه پیداست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}