شمارهٔ ۲۲۹

غزلیات

گذشت در هوست عمر و یک نفس باقی است
هنوز تا نفسی هست این هوس باقی است

بهار عمر خزان گشت و گل برفت از باغ
هنوز مرغ مرا ناله در قفس باقی است

بسوخت با تو شکر لب رقیب روسیهم
شکر نماند مرا زحمت مگس باقی است

برفت صید مرادم ز پیش چشم و هنوز
هزار تیر ملامت ز پیش و پس باقی است

اگرچه دین و دل از دست رفت غم نبود
به پای‌بوس تو ما را چو دسترس باقی است

اگرچه سوخت چو شمع و نفس نزد اهلی
هنوز طعنه یاران هم‌نفس باقی است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}