شمارهٔ ۲۵۷

غزلیات

مستی که ذوق رندی و بیچارگی نیافت
مستی نکرد و لذت میخوارگی نیافت

آن گل کجا گشاد رخ خویش ای پری
کانجا هزار همچو تو نظارگی نیافت

راه عدم گرفت دلم کز مقام غم
آزادگی جز از ره آوارگی نیافت

ای برق گاه گاه وصالت مرا بسوخت
خوش آنکه گر نیافت بیکبارگی نیافت

اهلی که جان فدای سر دوستان کند
کسرا به از سگ تو بغمخوارگی نیافت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}