شمارهٔ ۲۵۹

غزلیات

تا بر گل تو سنبل پر خم دمیده است
بوی بهشت در همه عالم دمیده است

صبح است و جامه چاک زدی درمی صبوح
صبحی چنین ز جیب فلک کم دمیده است

حور و فرشته را اگر از جان سرشته اند
بوی محبت از گل آدم دمیده است

در حیرتم ز مهر خطت از دل رقیب
کز سنگ خاره سبزه خرم دمیده است

اهلی درین چمن مشو از خار غم ملول
زان رو که خار و گل همه با هم دمیده است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}