شمارهٔ ۲۷۸

غزلیات

بکوی میکده آخر سبوی ما بشکست
میان مغبچگان آبروی ما بشکست

بکام تشنه ما بود شربت دیدار
فلک بدست ستم در گلوی ما بشکست

گذشته بود ز حد آرزو پرستی ما
خلیل عشق بت آرزوی ما بشکست

بکنج صومعه بودیم مست هی هی ذکر
درآمد آن صنم و های هوی ما بشکست

چه جای مستی و دیوانگی و بی باکی است
کنون که سنگ ملامت سبوی ما بشکست

کرشمه یی که مه نو بر آسمان میکرد
بگوشه نظری تند خوی ما بشکست

دگر حکایت مجنون که بشنود؟ اهلی
کنون ک معرکه اش گفتگوی ما بشکست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}