شمارهٔ ۹۳۱

غزلیات

برق زند به باغ ما ابر به کشت دیگران
نیک بود به فال ما طالع زشت دیگران

تا که مراست خرمنی آتش خانه‌سوز من
بهر خدا تو نگذری هیچ به کشت دیگران

حور فرشته سیرتی آدم حور طینتی
زآب و گل است از ازل جمله سرشت دیگران

رشتهٔ طره‌ات بود سبحهٔ ذکر مقبلان
کعبهٔ عاشقان تو هست کنشت دیگران

جنت ما وصال تو دوزخ ما فراق تو
گر به قیامت اوفتد نار و بهشت دیگران

آشفتهٔ خاک در لحد لیک به رشک تا ابد
گرچه شد آستان تو راست ز خشت دیگران

هر چه کتاب خوانده‌ای در حق بوتراب دان
حجت خویش کرده‌ام دست تو دست دیگران

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}