شمارهٔ ۲۸۶

غزلیات

چشم همه را بر گل روی تو نگاه است
انصاف بده دیده مارا چه گناه است

طوبی چکنم من که خرابم ز قد تو
سرو تو مگر کمتر از آن شاخ گیاه است

مگذر ز وداع من بیمار که امروز
دل عزم سفر دارد و جان بر سر راه است

آن خال ز نخدان که دل من به چه افکند
گر چاه دلم کند خود اندر ته چاه است

گیرم که بر افالک زند خیمه رقیبت
موقوف بیک شعله از این آتش و آه است

گر خضر بسر چشمه حیوان رسدش دست
مارا می کوثر بکف از دولت شاه است

اهلی که غلام تو بود زان خودش دان
گر نامه سفیدست و گر نامه سیاه است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}