شمارهٔ ۳۰۰

غزلیات

جان من مسکین که گرفتار غم اوست
موقوف بیک گوشه چشم کرم اوست

ما مست جفاییم و نخواهیم زساقی
هر جرعه که بی چاشنی زهر غم اوست

عمری است که در مدرسه از فکر دهانش
بحث همه اثبات وجود و عدم اوست

جز دردل ما صورت او نقش نبندد
کاین آینه غیب نما جام جم اوست

صدجان بفدای قلم صورت آنکس
کاین صورت زیبا همه نقش قلم اوست

با باد نشاید خبرش گفت ولیکن
جز باد کرا ره بحریم حرم اوست

شادند حریفان همه از عیش دمادم
خود شادی اهلی بغم دمبدم اوست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}