شمارهٔ ۳۰۸

غزلیات

در زیر زلف روی تو چون گل شکفته است
گل بین که زیر سایه سنبل شکفته است

مشکل که از رخ تو کسی را گل مراد
در باغ آرزو بتخیل شکفته است

بس نیست داغهای توام بر جگر که باز
هر روز از زمانه صدم گل شکفته است

ظلم است چشم مردم بیدرد بر گلی
کان گل ز آب دیده بلبل شکفته است

هرگه صبوح کرده بگلشن گذشته یی
گل پیش عارضت بتامل شکفته است

بلبل چو غنچه تنگدل از بی نوایی است
گل را رخ از نشاط تجمل شکفته است

اهلی، صبور باش که از گلشن مراد
گلهای عاشقان بتحمل شکفته است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}