شمارهٔ ۳۳۲

غزلیات

آن شمع گلرخان که رخش لاله زار ماست
طوفان آتشی است که در روزگار ماست

تا خوشه چین خرمن صاحبدلان شدیم
تخم محبت همه در کشت و کار ماست

زین آتش نهفته که در خاک میبریم
تا حشر لاله یی که دمد داغدار ماست

در دام عشق ما ز سر شوق میرویم
کانکس که صید ما کند اول شکار ماست

ما تشنه لب به مسجد و ساقی بمیکده
بر کف شراب کوثر و در انتظار ماست

اهلی بمال چهره زردی که زر شوی
زان کیمیای عشق که خاک مزار ماست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}