شمارهٔ ۳۴۸

غزلیات

بحق شام وصال و بعهد روز نخست
که روز و شب دل من در هوای صحبت تست

فدای ناز تو ایسرو نازنینان اند
که خوش تر از تو درین باغ سروناز نرست

نه رحم داد سپهر و نه رحمتی هرگز
ترا ز سخت دلی و مرا ز طالع سست

چه لطف بود که ساقی بخاکساران کرد
که صد غبار غم از دل به نیم جرعه بشست

اگرچه زخم درون به شود بمرهم عشق
خوشا کسی که دل کس نخست هم ز نخست

دل از شکسته خود برمکن که راست دل است
بحق شاه که اهلی شکسته ایست درست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}