شمارهٔ ۳۷۵

غزلیات

گر یار مرا میل من خسته بسی نیست
من دانم و او محرم این راز کسی نیست

گر بوالهوسان را هوس شربت وصل است
مارا بجز از چاشنی غم هوسی نیست

من بنده آن شوخ که از تندی و تلخی
بر شکرش آلایش چشم مگسی نیست

جور و ستم یار کشم تا نفسی هست
چون طاقت نادیدن یرام نفسی نیست

آن مرغ که از صحبت گلزار خروشد
گو شکر کن آخر که چومن در قفسی نیست

گر پیش و پسی در ره عمرست زمردن
در راه شهیدان وفا پیش و پسی نیست

آنرا که بود عهد و وفا با همه اهلی
جز پیر خرابات درین راه کسی نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}