شمارهٔ ۳۸۶

غزلیات

در خیال وصل جفا پیشه من است
فکر محال بین که در اندیشه من است

ای آنکه سنگ جور بمستان خود زنی
قصدت شکستن دل چون شیشه من است

دشمن بسوزن مژه خار از دلش کشی
این خار خار در رگ و در ریشه من است

من آن سگم که شیر فلک رشک من برد
از آن شرف که کوی تو سر بیشه من است

ترسم که قصه لب شیرین چو کوهکن
بیخ مرا کند که زبان تیشه من است

اهلی مرا زعشق جوانان گزیر نیست
من پیر بت پرستم و این پیشه من است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}