شمارهٔ ۴۱۳

غزلیات

معلم را بگو فریاد از آن شوخ
ز شوخی کشت شهری داد از آن شوخ

ازین شیرینی گفتار ترسم
که صد شیرین شود فرهاد از آن شوخ

جفایی می‌کند کز صد وفا به
از آن با صد غمم دلشاد از آن شوخ

به یادش می‌خورم صد کاسه خون
به هر مجلس که آرم یاد از آن شوخ

سرای مهر را اهلی بنا کرد
بنای جور شد بنیاد از آن شوخ

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}