شمارهٔ ۴۳۲

غزلیات

شاهان اگر بصحبت رندان نظر کنند
شاید که نازو سروری از سر بدر کنند

با دشمنان عتاب بود مصلحت ولی
با دوستان بچشم عنایت نظر کنند

خون دلم چنین که دو لعل تو میخورند
دل رفت و رخنه عاقبتم در جگر کنند

مارا بهشت صحبت پیرست و جام می
طفلان راه میل به شیر و شکر کنند

اهلی مگوی شرح غم خود به گلرخان
ایشان کجا تحمل این درد سر کنند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}