شمارهٔ ۴۵۵

غزلیات

خوبان دل گرم و نفس سرد چه دانند؟
باروی چو گل قدر رخ زرد چه دانند؟

آسوده دلانی که بخوابند همه شب
سرگشتگی عاشق شبگرد چه دانند؟

گویند حریفان که چرا دل بتو دادم
من دانم و دل مردم بیدرد چه دانند؟

خلقی همه را چشم حسد بر گل وصل است
خاری که بود بر جگر مرد چه دانند؟

اهلی، سخن صومعه بگذار که زهاد
راه و روش میکده پرورد چه دانند؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}