شمارهٔ ۵۰۶

غزلیات

دل شکسته ما گنجی از وفا دارد
بخر شکسته ما را که سودها دارد

مکن کناره ز عاشق اگرچه درویش است
که پرتو نظرش فیض کیمیا دارد

جفا و خشم تو ما را وفا و مهر افزود
کرشمه های محبت لطیفه ها دارد

بلب حواله ما کن حواله بچشم
که چشم مست تو پروای ما کجا دارد

تو آفتاب جهانی نظر دریغ مدار
ز حال سوخته یی کز جهان ترا دارد

مراد دوست بدست آر و غم مخور اهلی
که هرچه خصم کند دوست کی روا دارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}