شمارهٔ ۵۱۹

غزلیات

محرومی ما جز گنه بخت نباشد
ورنی دل کس نیز چنین سخت نباشد

گر در سر و سامان زدم آتش مکنم عیب
آنرا که جگر سوخت غم رخت نباشد

هرگز نپذیرد رقم نقش محبت
هر سینه که چون آینه یک لخت نباشد

از شوق تو در سر هوس خاک نشینی است
آنرا که سر تاج و دل تخت نباشد

از تیرگی بخت شدی اهلی از او گم
یارب که کسی چون تو سیه بخت نباشد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}