شمارهٔ ۵۲۴

غزلیات

بر من از دورش به نوبت ساغر می می‌رسد
نوبت ما یارب از دور فلک کی می‌رسد

مرهمی تا کی رسد بر ریش دل از لعل او
حالیا زان غمزه‌ام زخم پیاپی می‌رسد

عاشق لب‌تشنه را از ساقی دور فلک
دیده پرخون می‌شود تا جرعه‌ای می می‌رسد

در تحمل جان سخت من چو سنگ خاره است
زین همه سختی که بر جان من از وی می‌رسد

باد اگر بر استخوانم می‌وزد از سوز دل
آتش سوزنده را مانَد که بر نی می‌رسد

صبر کن از زخم دل اهلی که آن ابروکمان
مرهمی گر می‌نهد صد ناوک از پی می‌رسد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}