شمارهٔ ۵۶۶

غزلیات

در سجده خود آن مه صد آفتاب بیند
یوسف کی این عزیزی هرگز بخواب بیند

ما از صفای آن رخ حق بین شدیم و صوفی
این نکته در نیابد گر صد کتاب بیند

من گرچه دل خرابم بر من چه التفاتش
گنجی که از غم خود عالم خراب بیند

دل از بهشت وصلش چون راحتی نیابد
از دوزخ فراقش تا کی عذاب بیند

خوش وقت نیکبختی کز فیض ابر رحمت
چون گل مدام در کف جام شراب بیند

لب تشنه ماند اهلی بی لعل یار هر چند
از گریه هر کناری صد جوی آب بیند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}