شمارهٔ ۵۹۴

غزلیات

چراغ چشم دل آن دلربا بر افروزد
که تا نگاه کنی از حیا بر افروزد

خوش است آتش مجنون و شان خرمن سوز
نه آتشی که ز باد هوا بر افروزد

چو آفتاب وصالت نمی شود طالع
چراغ طالع ما از کجا بر افروزد

رخش ز دیدنم آن آفتاب دل افروخت
چو آشنا نگرد آشنا بر افروزد

فلک چراغ دلم گر نمی کند روشن
به رغم آتش محنت چرا بر افروزد

ز شمع بخت تو اهلی فروغ دل دورست
مگر زعیب چراغی خدا بر افروزد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}