شمارهٔ ۵۹۷

غزلیات

شانه می‌خواهم که دم زان کاکل پُرخم زند
پر زبان تیزست ترسم عالمی بر هم زند

چیست دانی نسبت آب خضر با لعل تو
مرده‌ای کز روح‌بخشی با مسیحا دم زند

هرکه چون پروانه پیش شمع رویش جان نباخت
بهتر آن باشد که لاف عشقبازی کم زند

آتش عشقت نگیرد در رقیب سگ‌صفت
زان که این برق بلا در خرمن آدم زند

من به غم شادم چو اهلی گو دلم خرم مباش
نیست عاشق هرکه او لاف از دل خرم زند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}