شمارهٔ ۶۱۲

غزلیات

باز از فریب وعده دلم را شکیب داد
صد بارش آزمودم و بازم فریب داد

زیب جمال او نه که مشاطه داده است
خورشید را که زینت و آیین و زیب داد؟

در رشک آن سرم که بفتراک خویش بست
کو را هزار بوسه به ران و رکیب داد

بخت از لبش دهد همه را بیحساب بخش
مارا که نیست وعده بروز حسیب داد

شادم بوصل و هجر که کشتی بخت هم
در موج عشق تن بفراز و نشیب داد

من خود سگ که ام که بر آن کوی بگذرم
جایی که شیر را سگ کویش نهیب داد

از خنده گر نداد شکیب دل آن پری
اهلی ز گریه داد دل آن ناشکیب داد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}