شمارهٔ ۶۲۲

غزلیات

گر صد هزار رنج و تعب باغبان برد
گل چون شکفت باد صبا از میان برد

آب بقا مجوی که ظلمات روزگار
مشکل که خضر هم بگذارد که جان برد

بر سنگ اگر کنیم نشان نام خود چه سود
ما را که سیل حادثه نام و نشان برد

عمری بخون دیده چه پروردم آن غزال؟
کز چمگ من زمانه چنان رایگان برد

اهلی تو را که قبله دو باشد نماز تو
شرمنده آن فرشته که بر آسمان برد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}