شمارهٔ ۶۳۳

غزلیات

در ره دوست که باشد؟ که جفایی نکشد
کیست کز رهگذر عمر بلایی نکشد

کی گشاید دل من تا ز میان چو تویی
نگشاید کمر و بند قبایی نکشد

تشنه وصل تو ای چشمه خضریم ولی
تا نصیبی نبود کار بجایی نکشد

ایکه آسوده دلی بر دل ما نیش مزن
که جفایی نکند کس که سزایی نکشد

اهلی گمشده در راه تو ای کعبه دل
چکند گر نزند گامی و پایی نکشد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}