شمارهٔ ۶۵۹

غزلیات

هرکه مفلس گشت رسوای خلایق می‌شود
آه از آن رسوایی دیگر که عاشق می‌شود

در زبان و دل خلافی نیست عاشق را چو شمع
عشق چون آمد زبان و دل موافق می‌شود

بگذار عالم چو عیسی تا بود قدرت بلند
زان که این کاری‌ست کز ترک علایق می‌شود

دانه تسبیح زاهد کی برد از رهم
مرغ چون باری به دام افتاد حاذق می‌شود

دامن پاک تو اهلی یافت از دامان پاک
دولت لایق نصیب مرد لایق می‌شود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}