شمارهٔ ۷۱۱

غزلیات

فیروزی بخت همه کس لعل تو بخشید
فیروزه ما بود که هرگز ندرخشید

چشم همه بر راه تو بازاست و تو از ناز
یکچشم زدن رو ننمایی چو مه عید

هرچند که دوری ز نظر یاد وصالت
هرگز نظری از دل ما دور نگردید

بی داغ محبت نتوان رفت ز عالم
خوش وقت کسی کز چمن عمر گلی چید

جان بنده خلق خوش ساقی است که هرگز
از بی ادبی های من مست نرنجید

اهلی رسی از عشق مجازی به حقیقت
گر یار به تحقیق شناسی نه بتقلید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}