شمارهٔ ۷۱۴

غزلیات

فکر وصلت کسش خیال مباد
کس در اندیشه محال مباد

در پریزاده مردمی نبود
آدمی زاده را زوال مباد

گر بنوشی بجای می خونم
خون من هرگزت هلال مباد

هیچ پیری چو من برسوایی
مست طفلان خورد سال مباد

در وبال است دایم اختر عقل
کوکب عشق را وبال مباد

فتنه راه مرغ خاطر کس
دانه و دام و زلف و خال مباد

در خم سنبل شکسته او
کس چو اهلی حال مباد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}