شمارهٔ ۷۲۶

غزلیات

ساقی ز زهر چشم بمن قهر میکند
تریاک باده در دهنم زهر میکند

خورشید من جهان جمال است اگرچه ماه
خود را بحسن شهره صد شهر میکند

ما دل بریده ایم ز پیوند روزگار
کاین نوعروس، ملک بقا مهر میکند

بر کشتگان عشق ندارد تفاوتی
گر یار می نوازد و گر قهر میکند

اهلی بکام دشمن اگر شد روا بود
زان رو که دوستی طمع از دهر میکند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}