شمارهٔ ۷۴۰

غزلیات

مپرس یوسف من کز تو گلرخان چونند
چو گل بریده کف از رشک و غرقه در خونند

فتاده سلسله مو بپای مهرویان
کنایتی است که بهر تو جمله مجنونند

از آن حساب نپرسند از شهیدانت
که گر حساب کنند از حساب بیرونند

بهانه جام شراب است ورنه سرمستان
خراب نرگس ساقی و لعل میگونند

غمین مبین دل ناشاد عاشقان اهلی
که محض دل خوشی اند آنزمان که محزونند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}