شمارهٔ ۷۵۳

غزلیات

روزی که قدسیان گل آدم سرشته اند
جان مرا و مهر تو باهم سرشته اند

از رشک آنکه با همه کس جلوه میکنی
در خون یکدگر همه عالم سرشته اند

حور و پری بخواب نه بیند فرشته هم
این چاشنی که با گل آدم سرشته اند

هرگز ندیده ام نمکین صورتی چو تو
آری بدین نمک گل کس کم سرشته اند

کس نیست در جهان که ندارد دل خوشی
اهلی دل من است که با غم سرشته اند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}