شمارهٔ ۷۵۵

غزلیات

سرو قدان که دل از عاشق محتاج برند
یوسف از چاه برآرند و بمعراج برند

گلرخانی که برند از دل ما صبر و قرار
جان بی صبر مرا همره خود کاج برند

صبر و هوش و دل و دین رفت همین حالی ماند
که بیک عشوه مستانه بتاراج برند

دیده کز هجر کمان ابروی خود گشت سپید
کی بود کز پی تیرش سوی آماج برند

مرد منصوبه شطرنج جهان اهلی نیست
کاین حریفان دغل دست ز لیلاج برند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}