شمارهٔ ۷۸۱

غزلیات

جان آفرین که جان همه عالم آفرید
جان مرا ز محنت و درد و غم آفرید

یکذره و هزار غمم کافتاب صبح
در ذره یی چو من غم صد عالم آفرید

بر طاق نه فلک مه نو آنکه نقش بست
ماهی چو طاق ابروی شوخت کم آفرید

دست قضا گهی که وجود تو می سرشت
زآب حیات و شیره جان درهم آفرید

زخم تو دید در دل چاکم طبیب عشق
آن زخم را ز لعل لبت مرهم آفرید

اهلی به دور دوست که دلها پر از غم است
باور مکن که چرخ دلی خرم آفرید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}