شمارهٔ ۸۰۵

غزلیات

اگر آن پری بعاشق نظر از وصال دارد
ز کرشمه اش که داند که چه در خیال دارد

دل تیره بخت مارا چه سعادتی ازین به
که ز ما برید و اکنون بتو اتصال دارد

مرو ای پری ببستان دل گل بخون مگردان
که بسینه خارخاری گل از آن جمال دارد

غم هجر اگر رساند همه را بحال مردن
تو کجا ز ناز پرسی که کسی چه حال دارد

به کسی نمی نماید خضر آب زندگانی
ز لب تو آب حیوان مگر انفعال دارد

بزمین رقیب ترسم که فرو رود چو قارون
که کمال سر گرانی ز غرور مال دارد

به سگش چگونه اهلی ز کمال خود زند دم
که به نسبت سگ او صفت کمال دارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}