شمارهٔ ۸۶۵

غزلیات

حال من دور از آن جمال مپرس
رنگ و رویم بین و حال مپرس

پرسی از من که چیست حال دلت
گر ز من میکنی سیوال مپرس

عشق از آغاز حال خون رز است
حال اینست و شرح حال مپرس

کشته هجرم ای فرشته من
هرچه میپرسی از وصال مپرس

مردم از هجرت ای طبیب که گفت
کز من خسته سال سال مپرس

روی او بین و حال ما دریاب
هیچ از زلف و خط و خال مپرس

اهلی امید از آن پری است محال
گرنه مجنونی از محال مپرس

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}