شمارهٔ ۹۰۲

غزلیات

تا شسته شد ز شیر لب روح پرورش
هیچ از دهان کس نشد آلوده شکرش

آن شاخ گل که نخل مرادیست این زمان
جز باد صبح کس نگرفته است در برش

آه از بتی که چشم اگر برمنش فتد
هرگز نمی فتد ز حیا چشم دیگرش

گر لوح سینه پاک نسازم ز نقش غیر
نتوان که همچو آینه باشم برابرش

آهن رباست خاطر اهلی بجذب مهر
هرچند از آهن است دل سخت دلبرش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}