شمارهٔ ۹۱۹

غزلیات

گر فراغت طلبی همنفس رندان باش
سر و سامان بهل و بیسر و بیسامان باش

با رخ مغبچکان کنج خرابات خوشست
گنج اگر با تو بود خانه بگو ویران باش

هرکه عشقت بخرد هر دو جهان بنده اوست
بنده عشق شو و بر دو جهان سلطان باش

چند حسرت خورد ایشاه جهان درویشی
به طفیل همه یک بار بگو مهمان باش

چشم آلوده دلان لایق دیدار تو نیست
ای بهشتی صفت از مدعیان پنهان باش

شربت وصل تو صد درد مرا درمان است
گو یکی زخم دل از لعل تو بیدرمان باش

نوجوانان همه سرمست می و بوس و کنار
اهلی پیر به این معرکه گو ترخان باش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}