شمارهٔ ۹۶۲

غزلیات

ساقی کریم و یار خطاپوش و شاه هم
می خور که کردگار ببخشد گناه هم

آب حیات اگر نه بپای تو جان دهد
جایی فرود رود که نروید گیاه هم

گل بارخ تو حسن فروشی چه میکند
رویی چو ماه باید و چشم سیاه هم

مردم به آه درد دل خویش کم کنند
آه از دلی که نیست در اوتاب آه هم

اهلی کجا و وصل تو خورشید از کجا
او را چه تاب وصل که تاب نگاه هم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}