شمارهٔ ۹۶۸

غزلیات

نوروزی ازین ما بفراغی ننشستیم
با لاله رخی گوشه باغی ننشستیم

مردیم بتاریکی و تنهایی هجران
یکشب به مهی پیش چراغی ننشستیم

ما سوختگان را چه فتادست که هرگز
بی دود دل و آتش داغی ننشستیم

ماییم درین صیدگه از غایت دوری
آن کشته که در وصله زاغی ننشستیم

اهلی بشکن لاله صفت ساغر و برخیز
خوش کاین همه در بند ایاغی ننشستیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}