شمارهٔ ۹۷۸

غزلیات

شبها چو سگان در طلبت در بدر افتم
چون روز شود سرنتهم بیخبر افتم

در پای تو گر سر فکند از تن من تیغ
برخیزم و در پای تو بار دگر افتم

مست از می شوق تو چنانم که بکویت
گر پانهم از غایت مستی بسر افتم

تا چند ببوی خوشت ای آهوی مشکین
در کوه و بیابان چو نسیم سحر افتم

پروانه وش ای شمع بتان در نظر تو
میسوزم ازین غم که مباد از نظر افتم

با شیر زدم پنجه بعشق تو و امروز
در پای سگان تو بخون جگر افتم

تا چند نشینم بدر صومعه اهلی
برخیزم و با مطرب و معشوقه در افتم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}