شمارهٔ ۹۸۰

غزلیات

آنم که دل بعالم پرغم نمیدهم
یکدم فراغ دل به دو عالم نمیدهم

گر شاه عیب رندی من کرد حاکم است
باری منش بسلطنت جم نمیدهم

هرگز بکس نزاع ندارم بعلم و عقل
بیهوده زحمت کس و خود هم نمیدهم

کوته نظر فروخت بزر حسن عاقبت
من یوسف عزیز بدرهم نمیدهم

اهلی غم حبیب که جان تازه داردم
تا زنده ام به عیسی مریم نمیدهم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}